|
|
درباره |
|
|
«كسوف» اتفاق افتاد و ما همه ترسيديم! خورشيد خاموش شد و ما همه وحشت كرديم! تاریکی شهر را در خود بلعید و صدای جغدها توی کوچه ها بلند و بلندتر شد! بعضي ها خنديدند و منكر «نور و گرما» ي خورشيد شدند !
بعضي ها بغض كردند و اشك ها ريختند به ياد خورشيد! وما...ما ايستاديم رو به مشرق و چشم به آسمان ،كه خورشيد از پرده كسوف طلوعي دوباره كند و شهر دوباره رنگ نور را تماشا کند! |
||
|
|
|
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
||
|
|
نوشته های پیشین |
|
|
|
|
|
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
||
